یه وقتی دیروز، فکر کردم که چقدر دوستش دارم و کلی حالم خوب شد.
دیشب گفتم "اگه یک کاری کنی که من همیشه یادم باشه که چقدر دوستت دارم، حالم هم همیشه خوبه. "
پرسید چطوری؟ گفتم "نمی دونم. بعضی وقتها کاری میکنی یا حرفی می زنی که یادم میره دوستت دارم. "
کمی بعد گفتم "دوست داشتنِ تو، جنسش با دوست داشتن بچه ها فرق میکنه. دوست داشتن بچه ها همیشه هست. جزیی از وجودمونه. ولی دوست داشتنِ تو یک انتخابه. طعمش متفاوته. انرژیش از نوع دیگه است. تو با بقیه برام فرق داری. برای من، هیچکس مثل تو نیست. "
.
دیشب گفتم "اگه یک کاری کنی که من همیشه یادم باشه که چقدر دوستت دارم، حالم هم همیشه خوبه. "
پرسید چطوری؟ گفتم "نمی دونم. بعضی وقتها کاری میکنی یا حرفی می زنی که یادم میره دوستت دارم. "
کمی بعد گفتم "دوست داشتنِ تو، جنسش با دوست داشتن بچه ها فرق میکنه. دوست داشتن بچه ها همیشه هست. جزیی از وجودمونه. ولی دوست داشتنِ تو یک انتخابه. طعمش متفاوته. انرژیش از نوع دیگه است. تو با بقیه برام فرق داری. برای من، هیچکس مثل تو نیست. "
.
.
دیشب به فکرم نرسید. ولی الان که نوشتم متوجه شدم. می دونی چه جوری یادم بندازی که دوستت دارم؟ ساده ترین راهش اینه. بهم بگو "دوستت دارم". به همین سادگی. ما به تکرارش نیاز داریم، هر چقدر هم که بدونم و بدونی. یادته؟ نوری عزیز که می خوند " دوستت دارم را، با من بسیار بگو. دوستم داری را، از من بسیار بپرس. ...." و بعد با اون صدای جادوییش میگفت "لا لا لا لا لا، لا لا لا لا لا لا ...."
دیشب به فکرم نرسید. ولی الان که نوشتم متوجه شدم. می دونی چه جوری یادم بندازی که دوستت دارم؟ ساده ترین راهش اینه. بهم بگو "دوستت دارم". به همین سادگی. ما به تکرارش نیاز داریم، هر چقدر هم که بدونم و بدونی. یادته؟ نوری عزیز که می خوند " دوستت دارم را، با من بسیار بگو. دوستم داری را، از من بسیار بپرس. ...." و بعد با اون صدای جادوییش میگفت "لا لا لا لا لا، لا لا لا لا لا لا ...."