توماس اديسون به خبرنگاری که از او پرسيد، پس از یيست و پنج هزار بار تلاش برای اختراع باطری و شکست در اين زمينه چه احساسی دارد، گفت "شکست؟ من شکست نخورده ام. من اکنون بيست و پنج هزار روش را که به ساختن باتری منجر نميشود، پيدا کرده ام."ه
چند بار اين ماجرا را خوانده ام وشنيده ام و هر بار، در دلم ايمانی عظيم به حضورم در اين دنيا بوجود آمده. ايمان به اينکه در راهی که در پيش دارم، شکست معنايی ندارد. فقط پيشرفت است و حرکت. فقط.ه
چند بار اين ماجرا را خوانده ام وشنيده ام و هر بار، در دلم ايمانی عظيم به حضورم در اين دنيا بوجود آمده. ايمان به اينکه در راهی که در پيش دارم، شکست معنايی ندارد. فقط پيشرفت است و حرکت. فقط.ه
بايد کاری کنم تا در لحظه های نگرانی از راهی که در پيش دارم و يا ياس از نرسيدن به منظور دلخواهم، اين گفته مثل همان لامپی که اديسون کشف کرد، روشنم کنه.ه
پ ن
اين بار در کتاب انديشه های ماندگار، نوشته ی وين داير، بخش ترس و شجاعت، اين ماجرا را خواندم.ه
پ ن
اين بار در کتاب انديشه های ماندگار، نوشته ی وين داير، بخش ترس و شجاعت، اين ماجرا را خواندم.ه