ممنونم از همه ی احوالپرسی ها. زندگی به روال عادی برگشته. موشی حالش خوب شده، با مهد جديد تقريبا روبراهه. کارهای عقب مونده ی خونه و شرکت رو به اتمامه. در سفر زندگی، باز روی جاده ی هموار و معمول افتاديم و داريم ميريم و فقط خدا ميدونه که در پيچ بعدی چه تجربه هايی در انتظارمون هستند. ه
ديروز بعد از مدتها تلاش و تلاطم، روزی رو با آرامش در های پارک* تورنتو گذرونديم. کمی تکيه داديم و چشم و دلمون رو مست کرديم از ديدن موج شکوفه های گيلاس** . در مسيری از پارک دو طرف پر بود از درختهای گيلاس که غرق در شکوفه بودند. به اين دريای شکوفه ی سفيد نگاه ميکردم، دايما ترانه ی ويگن روی لبم بود که "شکوفه ميرقصد از باد بهاری ..." و فکر ميکردم که چطور اين احساس لذتبخش غوطه وری در جادوی سفيد رو در زمينه ذهنم نگه دارم.ه
پارک پر بود از آدمهايِی که بدون استثنا يا جلوی دوربين بودند و يا پشت دوربين. چشم بادومی ها البته بيشتر بودند چون اونها مراسم خاصی در زمان باز شدن شکوفه های گيلاس دارند. فکر ميکردم به روزهايی که ميرفتيم و يک فيلم بيست و چهارتايِی يا سی و شش تايی ميخريديم تا عکس بگيريم و چقدر برامون مهم بود که عکس خراب نشه. بعد هم ميبرديم برای چاپ و دل دل که چندتاش خوب در مياد. سهم عکسانه ی ما از خاطره، بيشتر از ده عکس نميشد. و حالا در يک سفر ديروز ما، بابايی بيشتر از دويست عکس گرفت. بعضی از عکس ها را درنقش جهان ببينيد. ه
ديروز بعد از مدتها تلاش و تلاطم، روزی رو با آرامش در های پارک* تورنتو گذرونديم. کمی تکيه داديم و چشم و دلمون رو مست کرديم از ديدن موج شکوفه های گيلاس** . در مسيری از پارک دو طرف پر بود از درختهای گيلاس که غرق در شکوفه بودند. به اين دريای شکوفه ی سفيد نگاه ميکردم، دايما ترانه ی ويگن روی لبم بود که "شکوفه ميرقصد از باد بهاری ..." و فکر ميکردم که چطور اين احساس لذتبخش غوطه وری در جادوی سفيد رو در زمينه ذهنم نگه دارم.ه
پارک پر بود از آدمهايِی که بدون استثنا يا جلوی دوربين بودند و يا پشت دوربين. چشم بادومی ها البته بيشتر بودند چون اونها مراسم خاصی در زمان باز شدن شکوفه های گيلاس دارند. فکر ميکردم به روزهايی که ميرفتيم و يک فيلم بيست و چهارتايِی يا سی و شش تايی ميخريديم تا عکس بگيريم و چقدر برامون مهم بود که عکس خراب نشه. بعد هم ميبرديم برای چاپ و دل دل که چندتاش خوب در مياد. سهم عکسانه ی ما از خاطره، بيشتر از ده عکس نميشد. و حالا در يک سفر ديروز ما، بابايی بيشتر از دويست عکس گرفت. بعضی از عکس ها را درنقش جهان ببينيد. ه
.
در باغچه کوچک ما هم مهمانانی که از زمستان پيش دل به آمدنشون سپرده بوديم، از راه رسيدند. ديروز اولين لاله و امروز صبح لاله هايی ديگر باز شدند. نرگس ها البته زودتر چشم باز کردند. صبح چند عکس موبايلی ازشون گرفتم. ه
در باغچه کوچک ما هم مهمانانی که از زمستان پيش دل به آمدنشون سپرده بوديم، از راه رسيدند. ديروز اولين لاله و امروز صبح لاله هايی ديگر باز شدند. نرگس ها البته زودتر چشم باز کردند. صبح چند عکس موبايلی ازشون گرفتم. ه