از ديروز صبح که بيدار شدم وبرف روی زمين و برف در حال باريدن رو ديدم، دلخورم. دو روز پيش، بعد از چند روز تقريبا بهاری، متوجه شديم که تمام پيازهای لاله ای که پاييز گذشته کاشتيم، سر زده اند. بعضی ها حتی برگشون کمی باز هم شده بود. کلی بهشون خير مقم گفتيم و خوشحالی کرديم. از ديروز دايم بهشون فکر ميکنم و به خودم نويد ميدم که دم هوا گرم شده و برفی که آمده، مانع رشدشون نميشه. ديشب به کاج بالای سرشون هم سفارششون رو کردم و گقتم اين کوچولو های پايين پاش رو گرم نگه داره. ه
.
در خونه ی يکی از دوستان جمله ی قشنگی رو روی يخچال ديدم. ه
در خونه ی يکی از دوستان جمله ی قشنگی رو روی يخچال ديدم. ه
Winter is on my head, but spring is in my heart.
اميدوارم که اين عبارت در مورد لاله های ما صدق کنه و اگر چه روی برگهای تازه شون برف نشسته ولی بهار در قلبشون زنده بمونه. ه
.
ديروز و امروز، از اون وقتهايیه که حالم از سرمای کانادا واقعا گرفته است .... ه
ديروز و امروز، از اون وقتهايیه که حالم از سرمای کانادا واقعا گرفته است .... ه